خوشحالم حمید برای نجات دیگران جان داد

نام «حمیدرضا گنگوزهی»، معلم اهل خاش که جانش را در راه نجات دانش‌آموزان فدا کرد، جاودانه شد و میدانی در شهر خاش به نام او نامگذاری شد. این معلم وقتی دید دیوار حیاط بر اثر توفان در حال ریزش است برای دورکردن بچه‌ها به سمت دیوار دوید اما خودش زیر آوار ماند و جان باخت.

موبنا- برادر حمیدرضا درباره این معلم فداکار توضیحاتی داده است:

‌ چطور شد که برادرتان شغل معلمی را انتخاب کرد؟

برادرم شش ماه بود که به جای سربازی به صورت معلم مشغول تدریس شده بود.

‌ یعنی معلمی شغل برادرتان نبود و درواقع او سرباز معلم بود؟

بله، برادرم از اول مهر به جای سربازی برای تدریس رفته بود.

‌حمیدرضا چند سال داشت و مجرد بود یا متأهل؟

برادرم متولد اول خرداد ١٣٦٧ بود و چهار، پنج سالی می‌شد که ازدواج کرده بود و یک بچه چهارساله و یک بچه یک‌سال و سه‌ماهه هم داشت.

‌خبر فوت برادرتان را چطور به شما دادند؟

همان روز که این اتفاق افتاد معلمان دیگری که در آن مدرسه بودند در مسیر به خانه ما آمده بودند، اما چون من میرجاوه بودم تلفنی از موضوع باخبر شدم و وقتی رسیدم متأسفانه حدود یک ساعت بود که برادرم فوت شده بود.

‌وقتی خبر را شنیدید چه حسی داشتید؟

من و خانواده از این لحاظ که برادرمان را از دست دادیم ناراحت بودیم، اما از این لحاظ که جانش را برای نجات جان یک نفر دیگر داده، خوشحال هستیم.

‌نظر خانواده درباره کار برادرتان چیست؟

سرِ حمیدرضا همیشه در درس و کتاب بود. از طرفی در سرشت ما ازخودگذشتگی وجود دارد و این خصلت در رگ و خون ما مردم بلوچ عجین شده است و ما جانمان را برای کشور و هم‌وطنمان می‌دهیم.

‌الان تکلیف فرزندان برادرتان چه می‌شود؟ آیا با مادرشان زندگی خواهند کرد؟

اینها هم درست می‌شود، همسر برادرم خواهرزاده پدرم است.

چه شد که برادرتان به جای پوشیدن لباس نظامی، معلمی را انتخاب کرد؟

به خاطر تعلیم و تربیت و سوادآموزی، حضرت‌علی‌(ع) می‌گوید «هرکس به من کلمه‌ای بیاموزد مرا بنده خود کرده».

‌قبل از این هم معلمانی برای نجات جان دانش‌آموزانشان خود را به خطر انداخته‌ یا جان خود را از دست داده‌اند، برادرتان درباره آن موارد با شما صحبت کرده بود؟

به طور مشخص نه اما اینها در سرشت و در فکر ما قوم بلوچ وجود دارد.

‌مسئولان چه واکنشی به این اقدام برادر شما نشان دادند؟

مسئولان آموزش‌وپرورش، معاون سیاسی استانداری، نماینده مجلس و فرمانداری در مراسم شرکت کردند.

‌به‌ هرحال فرزندان و همسر برادر شما از این به بعد که سرپرستی ندارند، امرار معاش برایشان مشکل خواهد شد، درست است که آنها اعضای خانواده شما هستند، اما آیا مسئولان دراین‌ باره چیزی به شما گفته‌اند؟

چیزهایی را که لازم بود در همان مراسم گفتند اما برای رسیدن به این کارها باید مراحل قانونی طی شود، اما به‌هرحال چیزی که بود لطف مسئولان بود.

منبع:روزنامه شرق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + نوزده =

دنبال کنید @ اینستاگرام