سد سازی مشوق كم‌آبی است

سدها همواره مورد اعتراض فعالان محیط زیست بوده‌اند. بارها گفته شده که سدها آسیب‌های جبران‌ناپذیری به طبیعت وارد می‌کنند.

نسيم محمدي

با این حال کمتر پیش آمده تا این آسیب‌ها به شکل فنی توضیح داده شده و رسانه‌ای شوند. سد در دست احداث شفارود در استان گیلان اخیرا به یکی از بحث برانگیزترین سدهای کشور بدل شده است که با ساخت آن بخش زیادی از جنگل‌های ارزشمند منطقه شفارود از میان خواهد رفت و ساکنان سه روستا که در دریاچه سد واقع شده‌اند نیز بايد کوچانده شوند. در این باره با دکتر کریم ثابت‌رفتار عضو هیات علمي‌دانشگاه گیلان به گفت‌وگو نشستیم و ایرادات فنی وارده به سدها به طور کلی و سد شفارود به طور ویژه را از زبان ایشان شنیدیم.
در مورد تاثیر کلی سد‌ها در محیط‌زیست منطقه‌ای که در آن ساخته می‌شوند چه مواردی مطرح است؟
سدها اثر‌های مخربی بر محیط زیست فیزیکی، شیمیایی، بیولوژیک و زیستگاهای کنار رودخانه یا(رایت برین) می‌گذارند. مطالعات در این حیطه بسیار گسترده است. برای نمونه در کشورهای مختلف به‌ویژه در آمریکا  در سال‌های گذشته نه تنها در مورد مسائل محیط‌زیستی بلکه در مورد مسائل اجتماعی، اقتصادی و فنی هم بسیاری از سد‌های ساخته شده  نتوانست پاسخگوی مسائل به وجود آمده باشد .
از جمله دیواره سد به خودی خود، بدون در نظر گرفتن ارتفاع، یعنی با هر ارتفاعی که باشد مسیر مهاجرت ماهی‌ها را سد مي‌كند و سبب از هم گسیختگی ارتباط بین زیستگاه‌های ماهی‌های بالادست و پایین دست رودخانه می‌شود هر چند گاهی مهندس‌ها کانال‌هایی را برای این ماهی‌ها طراحی می‌کنند اما اساسا این کانال‌ها از نظر فنی جوابگو نیستند.
اما پرسش مهم این است که  سد روی چه رودخانه‌ای ساخته شود. اینکه دارای جریان طبیعی رسوبات است یعنی  TDS و TSS کاملا استاندارد دارد یا ندارد. اگر نداشته باشد که اساسا موجودیت آن سد زیر سوال است مثل سد سفیدرود و خیلی از سدهای ایران به دلیل اینکه مطالعات آبخیزداری در آن صورت نگرفته بود  دهانه این سدها بعد از مدت کوتاهی پر شد یعنی ذخیره‌گاه و مخازن آنها پر شد. به گفته دکتر مهدوی استاد هیدرولوژی دانشگاه تهران هزینه‌هایی که ما باید بابت پاکسازی این سدها بپردازیم از هزینه ساخت آنها ده‌ها برابر بیشتر است. این اتفاقی بود که در مورد سد سفیدرود به وقوع پیوست بدین ترتیب سدی که باید
180-200 سال کار می‌کرد به 35-40 سال رسید.
با این حساب بیشتر رودخانه‌های گیلان فاقد شرایط احداث سد هستند. درست است؟
بله. اکثر رودخانه‌هایی که در استان گیلان جریان دارند به دلیل پاکتراشی جنگل‌ها  فرسایش بار رسوبی آنها زیاد است. از این رو احداث سد بر روی چنین رودخانه‌هایی از اساس اشتباه است. دیواره سد روی جریان رسوبی رودخانه تاثیر گذاشته و بر اساس قانون اشتوکس  وقتی مواد با سرعت بالا به بستری می‌رسند  در آنجا سقوط می‌کنند. اما پیش از اینکه این ذرات به صورت طبیعی سقوط کنند که این سقوط بر اساس وزن یا جرم یا خصوصیات فیزیکی آنهاست مانعی فیزیکی به نام سد جلوی این سقوط را  می‌گیرد. بدین ترتیب مواد رسوبی بین بالادست رودخانه و پایین دست رودخانه رسوب خواهد کرد.
فراموش نشود که بسیاری از دلتاها و مصب‌های رودخانه‌ای در مناطقی مثل استان گیلان و مازندران وجود دارند و مناطق مصبی در دنیا مثل رودخانه برهماپوترا، گنگ، کنگو یا نیل یا در رودخانه‌های بزرگ دنیا در مناطق آمازون یا در آسیای مرکزی و… متنوع‌ترین و پایدارترین اکوسیستم‌های موجودند.  در گیلان نیز دهانه‌های مصبی یا دلتاهای رودخانه‌ها یکی از مناطقی هستند که بسیار در حاصلخیزی و تعیین شرایط خاص اکولوژیک منطقه نقش اساسی دارند. پرسش هست که در خوشبینانه‌ترین حالت چه اتفاقی می‌افتد؟ مناطق دلتایی و مصبی رودخانه‌ها که از نظر محیط‌زیست مناطق غنی بودند ( منبع تغذیه‌ای که همان مواد رسوبی در یک حالت کاملا طبیعی هست یعنی مواد معدنی و مغذی ) را تهی کردیم. مشخصا نابودی این مناطق منجر به نابودی ذخیره گاه‌های بیوسفری و اکولوژیکی می‌شود. در حالی‌که این مناطق بیشترین میزان تنوع و پایداری در اکوسیستم را دارند و می‌توانند به نوعی سایر تخریب‌ها را جبران کنند.
و این عامل برای ساخت سد شفارود هم دلالت مي‌كند.
همین یک عامل کافی است تا جلوی احداث سدی مانند شفارود گرفته شود. اگر حتی یک نفر در این کشور باشد که دارای سواد مدیريتی باشد متوجه می‌شود همین یک دلیل بزرگ‌ترین عامل می‌تواند باشد برای جلوگیری از احداث سد شفارود. من از دو منظر بررسی می‌کنم یا به دلیل بار رسوبی غیر طبیعی است که اصلا ساخت سد اقتصادی نیست. بدیهی‌ است که داده‌ها و اطلاعات در گزارش ارزیابی دستکاری شده‌اند تا بار رسوبی در گزارش ارزیابی طبیعی عنوان شود.
ببینید رودخانه در یک سیستم طبیعی دارای سیستم خودپالایی است و این سیستم خودپالایی در واقع اکولوژی نهر و بستر را ایجاد مي‌كند. اگر چنین چیزی نباشد و اگر ما این سیستم خودپالایی را از آن بگیریم با هر سیل ساده و نه حتی سیل بنیان‌کن کلیه مواد بستر رودخانه شسته شده و کلیه زیستگاه‌ها چه از تولید کننده چه مصرف کننده و چه تجزیه کننده برای همیشه نابود می‌شوند. به عنوان مثال در رودخانه کنگو و رودخانه‌های چین و کشورهای آفریقایی، حتی در آمریکا با احداث سدهای بیشمار که بر روی این رودخانه زده شد در واقع اکولوژی نهر یا بستر یا سیستم خودپالایی رودخانه‌ها دچار مشکل شد؛ چرا؟ زیرا وقتی سدی با این عظمت ایجاد می‌کنیم به نحوی باعث مي‌شويم دبی رودخانه تغییر کند. به این صورت رژیم آب را تغییر می‌دهیم. در زمان‌هایی جلوی آب را می‌گیریم و این مسئله باعث می‌شود وضعیت متابولیک موجوداتی که داخل رودخانه یا مناطق حاشیه قرار گرفتند دچار اختلال اساسی اکولوژیک شود. همچنین در ادامه این قضیه ترکیبات شیميایی آب، سطح اکسیژن محلول آب و خصوصیات فیزیکی آن و حتی pH را تغییر داده‌اند و این تغییرات که همه دست به دست هم می‌دهند به‌‌صورت زنجیره‌ای عمل می‌کنند و مواد سمي‌یا تاکسیک در داخل رودخانه‌ها افزایش یابد.
بحث شوری آب سد‌ها هم به تازگی مطرح شده است. آیا این امکان برای سد شفارود هم مطرح است؟ احداث سد شفارود چگونه موجب شور شدن زمین‌های بالا دست خواهد شد؟
شور شدن آب‌ها در مناطق پایین دست سد یک اثر اثبات شده کاملا علمي‌است چون شما با تغییراتی که روی TDS یا TSS یا  اکسیژن محلول ایجاد می‌کنید میزان حلالیت مواد تغییر می‌کند و عواملی که باعث می‌شوند که شوری آب‌ها تعدیل یا بالانس بشوند از بین می‌روند. یکی از دلایل بحث تغییرات در اکسیژن محلول، افزایش و کاهش ناگهانی pH و تغییرات درجه حرارت است؛ وقتی درجه حرارت آب ، میزان اکسیژن محلول و pH تغییر کند حلالیت تغییر مي‌كند. وقتی حلالیت تغییر کند به دلیل وجود کانی‌ها و موادی که قبلا بالانس می‌شدند دیگر این حالت در آن اتفاق نمی‌افتد و به تدریج شور شدن اتفاق می‌افتد. در 90 درصد سدهای دنیا در 100 سال گذشته شور شدن اراضی پایین دست اتفاق افتاده است.
از سوی دیگر وقتی شما سدی را ایجاد می‌کنید اتفاقاتی می‌افتد که منجر به شور شدن آب موجود می‌شود. بحث کاهش اکسیژن محلول، تغییرات درجه حرارت، تغییراتPH، افزایش مواد توکسین و همه اینها دست به دست هم می‌دهد که میزان حلالیت و شوری آب‌ها تغیير کند. مثال‌های زیادی است مثل سد اسوان در مصر که بر روی نیل زده شد و سدهایی در چین و هند که چنین شدند. نمونه اخیر آن در ایران هم سد گتوند است. سدها یک اکوسیستم ساده در مقابل تالاب‌ها که یک اکوسیستم کاملا طبیعی هستند مقایسه آنها نشان می‌دهد که چرا انسان در 100-150 سال گذشته دست به سدسازی  زد و شاید در برخی موارد ناگزیر به انجام آن بود. اگر الان تحلیل منصفانه‌ای به سدسازی‌های متعدد صورت بگیرد با یک گفت‌وگوی کوچک دیده می‌شود که حتی آمریکا با هزینه‌های زیادی که برای ساخت آنها صرف کرده، اقدام به تخریب سدهایش کرده است. متوجه باشیم که ايالات متحده علی‌رغم هزینه زیادی که برای ساخت سد کرده امروزه شروع به تخریب آنها کرده است. دنیا به این مسئله پی برده است که تبعات منفی این سدها بسیار بیشتر از تبعات مثبت آن است.
این روی آبزیان درون رودخانه هم تاثیر می‌گذارد؟
بدون شک بله. از قول بنده رفرنس بدهید موجوداتی که در یک رودخانه هستند شرایط زندگی آنها منبعث از شرایط دبی طبیعی رودخانه، مقدار و کیفیت آب و زمان آزادسازی آب  و بر اساس دبی منظم آن است. اما ساخت سد این مسائل را از بین می‌برد. یعنی تمام این آبزیان را نابود مي‌كند. وقتی چنین اتفاقی می‌افتد شما بدون شک موجوداتی را که  پایین دست رودخانه دارید به دلیل تغییراتی که در دبی و رژیم رسوبی ایجاد شده را از دست رفته باید بدانید یعنی ما یک روند طبیعی را از طریق یک دیواره عظیم ساخت و ساز به اسم سد با خالی کردن محتویات رودخانه برای زیستمندان آن را به سمتی می‌بریم که رودخانه عملکرد صدها یا هزار ساله‌ای که داشته را دیگر نداشته باشد.
سدها چگونه موجب کاهش سطح آب‌های زیرزمینی می‌شوند؟
اولا وقتی‌ شما به‌طور طبیعی در منطقه‌ای که از نظر زمین‌شناسی و ژئومرفولوژیکی سد را ایجاد می‌کنید این دیواره سد جریان دبی مشخص رودخانه‌ای را دچار تغییر مي‌كند. این تغییرات دبی که تغییرات مقداری یا فیزیکی است در درجه اول می‌تواند یک بار هیدرولیکی یا فشار منفی هیدرولیکی ایجاد کند که اثرش به دلیل اینکه روی بار رسوبی تاثیر می‌گذارد و رودخانه‌هایی که در پایین دست قرار گرفتند عمق ایشان زیاد می‌شود؛ به دلیل کاهش رسوبات، سطح آب زیرزمینی به دلیل قوانین هیدرولیک رودخانه‌ای شروع به پایین رفتن مي‌كند؛ تجارب در مناطق مختلف دنیا ثابت کرده بدون شک وجود سدهای بزرگ سطح آب زیرزمینی را به دلایل عرض شده تحت تاثیر قرار داده و در بازه‌های 10ساله و 20 ساله آنها را دچار آسیب فراوان کرده است.
این را حتی کسی که مطالعات آکادمیک در حوزه آب زیرزمینی و آبخوان داری ندارد می‌داند. یعنی بسیار مبرهن و آشکار است؛ این مسئله که نیاز به اثبات ندارد.  ضمن اینکه شما سطح آب در دسترس برای رشد گیاهان و ریشه گیاهان حاشیه‌ای را از دست می‌دهید و زیستگاهای حاشیه‌ای را نابود می‌کنید.
امروزه بحث اثرات سد بر روی بیوسفر و ذخیره‌گاه‌های آبی طبیعی که دارای سطح فتوسنتتیک طبیعی هستند محلی از اشکال را برای سدها ایجاد کرده است. زیرا شما با احداث سدها آب بندان‌ها یا واتربادی‌ها را از بین می‌برید یعنی منبعی که به‌‌صورت طبیعی به‌طور منظم از طریق رودخانه‌ها باید این ذخیره‌گاه‌ها را تبدیل به يكسري سطوحی می‌کرد که این سطوح فتوسنتتیک با موجودات مختلف تولید کننده و مصرف کننده و تجزیه کننده‌اش وجود داشت را از بین بردید و این مسئله روی گرم شدن کره زمین و تغییر سطوح فتوسنتتیک اثراتی دارد که در حال حاضر تحقیقات گسترده ای در این مورد در استرالیا، کانادا و آمريكا در حال انجام آن هستیم.
پس شک نفرمایید که یک سد بزرگ انقراض حتمي‌را برای ماهیان گونه‌های آبزي،کف آبزي و کنار آبزي و پرندگان پایین دست ایجاد مي‌كند. جنگل‌هایی را در حین انجام عملیات ساخت و بعد از آن به همراه تالاب‌ها و زیستگاه‌های طبیعی و زمین‌های کشاورزی از بین می‌برد و دلتاهای ساحلی و مصب‌های رودخانه‌ای را برای همیشه نابود مي‌كند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 12 =

دنبال کنید @ اینستاگرام