جزییات جدید درباره سارق مسلح طلا فروشی

یکی از سارقان پرونده سرقت مسلحانه از طلافروشی منطقه خانی آباد – خیابان ماهان، قاتل فراری پرونده بروجرد بود که در اردیبهشت ۹۳ بعد از به رگبار بستن مردی ۶۰ ساله از محل متواری شده بود.

سرهنگ آریا حاجی زاده با اشاره به پرونده سرقت مسلحانه از طلافروشی منطقه خانی آباد – خیابان ماهان، ضمن اشاره به کشف تمامی طلا و جواهرات سرقت شده از طلافروشی به کشف دومین پرونده جنایت در این پرونده اشاره و عنوان داشت: در زمان دستگیری چهار متهم پرونده سرقت مسلحانه، یکی از متهمان خود را با هویت مجعول داوود گودرزی معرفی می کند که در ادامه تحقیقات هویت واقعی وی بنام دانیال.د ( متولد ۱۳۶۷ ) شناسایی شد و در بررسی سوابق موجود در بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار مشخص می شود که وی به اتهام مشارکت در قتل عمد در شهرستان بروجرد از اردیبهشت ماه سال گذشته تحت تعقیب پلیس آگاهی شهرستان بروجرد قرار داشته است.

سرهنگ حاجی زاده در توضیح پرونده قتل شهرستان بروجرد در سال عنوان داشت: در مورخه ۷ اردیبهشت ۹۳، وقوع یک فقره تیراندازی منجر به جنایت به پلیس آگاهی شهرستان بروجرد ارجاع شد که در آن شخصی با هویت مشخص ( ۶۰ ساله ) بر اثر اصابت چند گلوله شلیک شده از اسلحه جنگی کلاش به قتل رسیده بود.

وی گفت: در تحقیقات بعمل آمده توسط همکاران بنده در پلیس آگاهی بروجرد، پسر مقتول به عنوان مظنون دستگیر شد و در تحقیقات تکمیلی به استخدام فردی بنام حسین جهت قتل پدرش در ازای دریافت مبلغ ۵۰ میلیون تومان اعتراف کرد. بلافاصله حسین نیز در همان زمان دستگیر شد و ضمن اعتراف صریح به مشارکت در جنایت در قبال دریافت پول از پسر مقتول، عامل اصلی جنایت را یکی از دوستانش بنام دانیال معرفی می کند اما این شخص ( دانیال ) با اطلاع از دستگیری حسین، از آن زمان متواری می شود.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اشاره به اعتراف صریح دانیال به ارتکاب جنایت گفت : پس از شناسایی هویت واقعی متهم ( دانیال ) به عنوان متهم تحت تعقیب پرونده قتل، بلافاصله هماهنگی لازم با پلیس آگاهی بروجرد انجام و اطلاعات این پرونده جهت انجام تحقیقات از متهم در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت؛ با انجام تحقیقات، متهم که در اظهارات اولیه مدعی ارتکاب جنایت توسط همدست خود ( حسین ) شده بود، ضمن اعتراف صریح به ارتکاب جنایت به کارآگاهان عنوان داشت که در مورخه ۷ اردیبهشت ۹۳ هوا تاریک شده و مقتول نیز در مسیر بازگشت به محل سکونت خود بود؛ حسین راننده موتور و من نیز در حالیکه یک قبضه اسلحه جنگی کلاش به همراه خود داشتم، ترک نشین او بودم. زمانی که مقتول داخل کوچه شد، حسین با موتور به او نزدیک شد و من رگبار گلوله را به روی او بستم که چند گلوله به مقتول برخورد کرد و ما نیز به سرعت از محل فرار کردیم.

Print Friendly, PDF & Email

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − 8 =

دنبال کنید @ اینستاگرام