سيمهاي برق را لگد نکنيد

موبنا – هزاران زن و مرد و کودک روزانه راهروهاي باريک و طول و دراز يکي از معروفترين مراکز تجمع و خريد و فروش گوشي تلفن همراه را با خيالي آسوده طي مي کنند ، و از خطري که در کمين آنان است ، خبر ندارند.

  مردم نمي دانند که در چند قدمي شان، و حتي گاهي نزديک به فاصله يک نفس، رشته سيم هاي دراز وسياه با ظاهري زشت و زننده ، هزاران کيلووات برق را منتقل مي کنند،  در حالي که بدون هيچ پوشش ، حجاب يا قابي رها شده  اند و در برخي طبقات حتي يک نوجوان مي تواند با دراز کردن دستش ، دهها رشته سيم شبکه را لمس کند.
   در يک نظر سطحي و ابتدايي چيزغيرعادي ديده نمي شود و بخصوص در طبقه همکف ، ظاهرا مورد خاصي تو ذوق نمي زند، ولي پس از ورود به طبقات تحتاني يا فوقاني است که يا بهم ريختگي و اوضاع خطرناک سيمهاي برق دل آزاري مي کند و يا بي نظمي و کثيفي مقابل فروشگاهها و کاغذهاي باطله و کارتن هاي خالي که روي هم تلنبار شده اند و در مسير رفت و آمد ديگران ، مزاحمت ايجاد مي کنند.
  مثل اينکه روند امور در اين بازارچه اسم و رسم دار بايد بر اساس اين قاعده استوار باشد که حتما آنچه در طبقه همکف جاري است ، نبايد ناظر بر وضعيت ساير طبقات باشد. براي اثبات ناظر بودن اين قاعده هم احتمالا  بيان مشاهدات و واقعيات کفايت مي کند ، وگرنه اينها مناظر دلچسب و زيبايي نيستند که نشان دادن تصوير و عکسشان  مايه افتخار و غرور باشد.
   براي شرح واقعه ، از زيرزمين شروع مي کنيم . در حقيقت هر کس که وارد زيرزمين مي شود ، تا لحظه اي پيش از برابر ويترين رنگارنگ فروشگاههايي عبور کرده که هر کدام به شکلي بنا به سليقه و بودجه فروشندگان، آراسته و تزيين شده اند و چراغهاي رنگارنگ نئون نيز عيب و نقص هاي ظاهري نما و بدنه و ظاهر وباطن اين طبقه را مي پوشاند ،  اما به محض ورود به زيرزمين و پيش از آن در راه پله ها ، پديده عجيبي رخ مي نمايد.
   دهها رشته سيم برق با بي نظمي و گرد و غبار گرفته و کثيف در چند وجبي چشمان آدم ، و در حالي که يک کودک هم با کمي تلاش مي تواند ، آنها را بگيرد ، بدون اينکه حايل يا مانعي بين آنها و رهگذران باشد يا پوشش و حفاظي داشته باشند ، به حال خود رها شده اند.
   رشته سيمهاي زشت و زننده اي که با ظاهر کريه خود ، به لحاظ طول به سلسله کوههاي آند ، شباهت مي برند ، همچنان تا رسيدن به طبقات چند گانه زيرزمين به حضور کسل کننده شان ادامه مي دهند ، با اين توضيح که بر خلاف طبقه همکف ، اينجا سقفهاي بسيار کوتاهي دارد و هر کسي با قد و قامت معمولي ، ميتواند دستش را دراز کند و به راحتي دفترچه خاطراتش  را هم روي اين سقف کوتاه و نزديک بنويسد.
کاملا روشن است که دستکم به لحاظ اين بي قوارگي و غيراستاندارد بودن ، اين مکان نمي تواند واجد ويژگيهايي باشد ، که اماکن و مراکز تجاري مي بايست از منظر ايمني و مسايل مربوط به آن داشته باشند و ماجراي سيمهاي خطرزا هم مزيد بر علت مي شود.
   سيمهايي که در همه راه پله هاي منتهي به طبقات زيرزمين ، چشم آزاري مي کرد، به خود طبقات که مي رسد ، نزديک سر عابران و درست در وسط همين سقفهاي در دسترس راه مي رود و با ظاهر ترسناک و کريه خود ، هر لحظه يادآوري مي کند که اين بي توجهي تا چه اندازه مي تواند دهها واحد تجاري را آبستن حوادث کند و هزاران انسان را در معرض خطري هولناک قرار دهد.
  واقعا مي توان باور داشت يا توجيه کرد، چگونه يک بازارچه فعال و شلوغ که ميلياردها تومان در هر ماه  از کرايه مغازه هايش ، عايدي و درآمد سرشاري دارد و سود و منافع حاصل از دريافت کرايه از چندصد باب فروشگاههاي آن ، رقمي افسانه اي است ، بايستي اينچنين بي دفاع و آسيب پذير باشد.
  با درصد ناچيزي از کرايه کهکشاني دريافتي از صدها واحدي که اجاره داده شده اند ، مي توان سيستم برق و شبکه برق رساني اين فروشگاههاي به هم پيوسته را ترميم و اصلاح کرد و از اين وضعيت خطرناک و ظاهر زشت و زننده درآورد ضمن اينکه حتما راه چاره اي وجود دارد که با استفاده از هر نوع تکنولوژي که در اختيار باشند ، يکي ، دو جا  براي هزاران مغازه دار و ساکنان اين محل دستشويي احداث کنند تا همه اين جمعيت مجبور نباشند براي استفاده از تنها محل موجود در هر طبقه ، زمان دستشويي رفتنشان را از قبل تعيين و تنظيم کنند.
162/16/N

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + ده =

دنبال کنید @ اینستاگرام