از غربت ولایت پیامبر تا غربت ولایت مهدی(عجل الله تعالی فرجه)

غدیر اساساً زمان اوج غربت ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، قبل از آن که آغاز غریبی امیرالمومنین علیه السلام باشد. هر که ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نپذیرفته باشد، طبیعتاً ولایت علی علیه السلام و آخرین وصی رسول خدا را نیز نخواهد پذیرفت.

موبنا –  واقعه آسمانی و بسیار پر اهمیت غدیر از جهات گوناگون و ابعاد مختلفی قابل بررسی و تأمل است. اما به نظر می رسد آنچه مقدم بر همه ابعاد باید مورد توجه قرار بگیرد، آن است که غدیر قبل از آنکه محلّی برای اعلام ولایت و وصایت(226569) امیرالمومنین علیه السلام باشد، محلی برای تجلی ولایت اعظم رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. به عبارتی دیگر غدیر مهم ترین موقعِ محکِ اطاعت پذیری مردم، نسبت به ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، تا پذیرش ولایت علی ابن ابی طالب علیه السلام.
560036
اگر بخواهیم در غدیر به غربت وصی پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کنیم، باید پیش از آن به غربت خود پیامبر صلی الله علیه و آله بنگریم. غربتی که ناشی از نتیجه آن امتحان بزرگ(161689) بود. در واقع باید بگوییم غدیر اساساً زمان اوج غربت ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، قبل از آن که آغاز غریبی امیرالمومنین علیه السلام باشد.
مهمترین سند این سخن همان کلام محوری رسول خدا صلی الله علیه و آله در سخنرانی غدیر(81057) است که فرمود: “مَن کُنتُ مُولاهُ فهذا عَلیٌّ مُولاه” ابتدا بر ولایت خود تأکید می فرماید و سپس به ولایت علی علیه السلام تصریح می کند. لازمه این معنا آن است که: هر که ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نپذیرفته باشد، طبیعتاً ولایت علی علیه السلام را هم نخواهد پذیرفت.

با کلمه “مَن کُنتُ مولاه” در واقع ابتدا رسول خدا صلی الله علیه و آله از مردم پرسیدند، چه کسی مرا به مولایی قبول دارد؟ چه کسی است که بر شما از خودتان به خودتان حق دارتر است؟ اولا دعوا بر سر همین موضوع بود و اتّفاقاً بر سر همین موضوع هم باقی ماند، یعنی ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله.
سبب شهرت این آیه کریمه قرآن “یا اَیّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم” در بین مومنان به ولایت امامان معصوم علیه السلام، بیشتر وجود لفظ “اُولی الأمر”( 225224) است؛ و توجه ما بیشتر معطوف به دلالت آیه بر ولایت اولی الامر و تعیین مصداق آن در کلمات رسول خدا صلی الله علیه و آله است؛ که در جای خود امر لازمی است. اما ذیل این آیه کریمه باید پیش از پرداختن به لزوم اطاعت از اولی الامر، به اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله توجه شود.

به هر حال این اتفاقاتی است که در تاریخ افتاد و این عهد و پیمان شکسته شد و بشر به گونه ای ارتباط خود را با ولی معصوم خداوند آنچنان که باید استمرار می داد، استمرار نداد، اما این عهدی است که باید به تمامی محقق شود

در این آیه قرآن کلمه ” أَطِیعُوا ” دو بار تکرار شده؛ یک بار پیش ازکلمه مقدس “الله” و بار دیگر پیش از کلمه مبارک “الرَّسُول”. با اینکه ممکن بود با یکبار گفتن “اطیعوا ” کلمه رسول را به خدا عطف نمود. همچنانکه در جمله بعدی کلمی اولی الامر به رسول عطف شده است. و حتی ممکن بود هر سه کلمه پس از یکبار اطیعوا پشت سر هم بیایند و بر یکدیگر عطف شوند. اما اینکه یک بار فرموده است که از خدا اطاعت کنید و دوباره فرموده است از رسول اطاعت کنید، نشانه تأکید ویژه خداوند متعال بر اطاعت رسول است و نشان می دهد اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله آنچنان هم در میان مردم بی مسئله نیست. گویا خداوند متعال به مردم می گوید؛ رسول من حرفهایی برای شما دارد که صریحا در قرآن کریم نیامده است و مستقیما امر من محسوب نمی شود اما از آنجا که او از روی هوا حرف نمی زند بلکه هر سخنی می گوید عین وحی است “مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَی، إن هُوَ اِلّا وَحیٌ یوُحَی” اوامر او مانند اوامر من واجب الاطاعه است. پس تأکید قرآن کریم در این آیه بر توجه نمودن به اطاعت از رسول است. واقعیت هم همین است؛ اگر از رسول خدا اطاعت کامل می کردند دیگر دعوایی بر سر اطاعت از اولی الامر و تعیین مصادیق آن و پنهان نمودن اوامر صریح رسول گرامی صلی الله علیه و آله باقی نمی ماند.
پس آنچه که در روز غدیر غریب ماند، ولایت امیرالمومنین علیه السلام نبود، بلکه قبل از آن و مهم تر از آن ولایت رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. و این امری بود که با کمال تأسف باید گفت قبل از آن هم سابقه داشت و بی سابقه نبود. کسانی که در عصر حضور و حاکمیت پیامبر صلی الله علیه و آله و هنگام صدور فرامین او صریحاً از او می پرسیدند: این فرمان خداست یا فرمان خودت، پیداست بعد از او با فرمان هایش چه می کنند. باید دانست شخص رسول الله صلی الله علیه و آله نبود که غریب بود بلکه او در آن زمان در اوج شهرت، محبوبیت و اقتدار اجتماعی قرار داشت، ولی شخصیت ولایی پیامبر صلی الله علیه و آله غریب بود. یعنی اینکه از او به عنوان رسولی که اطاعت اوامرش واجب است و ولایتش مطاع است کمتر تبعیت می شد. حتی شخصیّت نبوی رسول الله صلی الله علیه و آله هم غریب نبود چون بسیار شده بود که هنگام بیان یک امر دینی از او می پرسیدند، آیا این سخن خداست یا حرف خود توست این سوال آن چنان که تاریخ نشان می دهد آن زمان سوال نسبتا رایجی بود و گواه بر این مدعاست که برخی از مردم به سهولت بین فرمان خدا و رسول صلی الله علیه و آله تبعیض قائل می شدند. البته کار به همین جا ختم نمی شد بلکه بسیاری اوقات با پیامبر صلی الله علیه و آله به بحث و جدل نیز می پرداختند و برای تغییر رأی رسول خدا صلی الله علیه و آله اصرار می ورزیدند.

آثار علمای وهابی که در نقد شیعه می نویسند و شبهاتی که وارد می کنند، نشان دهنده این است که هیچ کدام از آثار ما را ندیدند و این شبهات خود را مرتب تکرار می کنند، بی آن که پاسخ های شیعه در طول قرن ها را دیده باشند، دور باطلی را تکرار می کنند

غدیر به عنوان روز پیمان شناخته و معرفی شده است که بشر آن را قبلا داشته و در واقع باید آن را دوباره به یاد آورد. در واقع مسلمانان با تجدید عهدی که با امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر داشتند، وفاداری(272157) خود را به پیمان الهی بیان کردند و قول دادند که بر همان عهد و پیمان الهی باقی بمانند و متأسفانه کسانی که این عهد و پیمان را شکستند، در واقع عهد الهی خود را به فراموشی سپردند و برخلاف عهد و پیمانی که خداوند با آنها داشت، قدم برداشتند.
به هر حال این اتفاقاتی است که در تاریخ افتاد و این عهد و پیمان شکسته شد و بشر به گونه ای ارتباط خود را با ولی معصوم خداوند آنچنان که باید استمرار می داد، استمرار نداد، اما این عهدی است که باید به تمامی محقق شود و بشر به گونه ای بار دیگر پیمان خود را با خداوند کامل کند و با ولی خدا تجدید عهد کند و بر سر این پیمان یا میثاق که مطیع محض خداوند باشد و در همه مناسبات فردی و اجتماعی جز امر خدا و حکم خداوند را حاکم نکند. در واقع آنچه به عنوان تجدید عهد با امام عصر عجل الله تعالی فرجه مطرح می کنیم و عهدی که هر روز با امام عصر عجل الله تعالی فرجه به عنوان وفاداری و اطاعت از ایشان می بندیم، به گونه ای استمرار همان عهدی است که در روز غدیر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله از مسلمان ها گرفت و از همه آنها خواستند که بر سر این پیمان بمانند، اما تجلی و تحقق عینی این وفای به عهد و عهدی که در غدیر بسته شد، در زمان ظهور محقق خواهد شد یعنی تحقق عینی و عملی عهد بشر با خداوند که با حضور ولی معصوم خداوند محقق می شود، چون اطاعت از ولی خداوند، اطاعت خداوند است و بشر به همان اندازه که در راه اطاعت ولی امر و حجت خداوند ثابت قدم باشد و عهد خود را وفا کند، به همان میزان هم در اطاعت خداوند قرار گرفته و می تواند ادعا کند به پیمانی که با خداوند داشته، عمل و اطاعت کرده است. بنابراین آنچه ما امروز به دنبال ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه هستیم، به گونه ای انتظار تحقق عهدی است که در روز غدیر بسته شد و متاسفانه به خاطر عهدشکنی گروهی از مسلمان ها چنان که باید و شاید محقق نشد.
در خطبه غدیر پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله ضمن معرفی امام عصر؛ یعنی امام علی علیه السلام به عنوان جانشین و ولی عصر زمان بعد از خودشان بر امامان بعد از امام علی علیه السلام هم تصریح می کنند و نام آنها را ذکر می کنند تا به وجود مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه می رسند که قرار است اتفاق نهایی و گسترش قسط و عدل در سراسر جهان و نابودی ظلم و جور با همه مظاهر آن در عهد آن امام محقق شود و در واقع با بیانی که در خطبه غدیر دارند، دورنما و چشم انداز جامعه اسلامی را تا نهایت تاریخ و تا دوران ما قبل از قیامت مشخص می کنند و با این ترسیم مسیری که می کنند، عذری برای کسی نمی گذارند و مسیر را برای مسلمان ها روشن می کنند.

اگر بخواهیم در غدیر به غربت وصی پیامبر صلی الله علیه و آله نگاه کنیم، باید پیش از آن به غربت خود پیامبر صلی الله علیه و آله بنگریم. غربتی که ناشی از نتیجه آن امتحان بزرگ بود

معتقدیم که شیعه در طول تاریخ، حرف و نظر خود را کاملا مستدل بیان کرده، هم پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله که به هر شکل و با هر لفظ و واژه و به هر طریقی که ممکن بود که ولایت امیرالمومنین علیه السلام را بیان کنند این کار را کردند، یعنی هیچ تعبیری نیامده است که کسی بگوید اگر پیامبر صلی الله علیه و آله با این تعبیر گفته بودند بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام اختلاف نمی شد، ایشان به هر لفظی که می توانستند از خلیفه، امام، حاکم و… از امام علی علیه السلام یاد کردند تا در ذهن و دل مردم بنشیند که ایشان جانشین من هستند. ائمه علیهم السلام هم بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله به طور کامل این موضوع را تبیین و استدلال کردند و علمای شیعه هم در استمرار خط ائمه علیهم السلام این موضع را متقن و مستدل بیان کردند، اما این که امروز آن اتفاقی که باید می افتاد، نیفتاده، ناشی از این است که گروهی از مسلمان ها همچنان بر تعصبات خود باقی هستند و به حقایق تن نمی دهند و اساسا چشم و گوش خود را بر حقایق می بندند و سراغ این آثار نمی آیند.
آثار علمای وهابی که در نقد شیعه می نویسند و شبهاتی که وارد می کنند، نشان دهنده این است که هیچ کدام از آثار ما را ندیدند و این شبهات خود را مرتب تکرار می کنند، بی آن که پاسخ های شیعه در طول قرن ها را دیده باشند، دور باطلی را تکرار می کنند. بنابراین اگر عناد، کینه ورزی و تعصب ها را کنار بگذارند و سراغ کتاب های استدلالی علمای شیعه بروند، قطعا همه آنها به موضوع امامت امام علی علیه السلام به روشنی پی خواهند برد.
خلاصه سخن: این عهد و پیمان با ولی خدا در طول تاریخ شکسته شد و بشر به گونه ای ارتباط خود را با ولی معصوم خداوند آنچنان که باید استمرار می داد، استمرار نداد، اما این عهدی است که باید به تمامی محقق شود و بشر به گونه ای بار دیگر پیمان خود را با خداوند کامل کند و با ولی خدا تجدید عهد کند و بر سر این پیمان یا میثاق که مطیع محض خداوند باشد و در همه مناسبات فردی و اجتماعی جز امر خدا و حکم خداوند را حاکم نکند. در واقع آنچه به عنوان تجدید عهد با امام عصر عجل الله تعالی فرجه مطرح می کنیم و عهدی که هر روز با امام عصر عجل الله تعالی فرجه به عنوان وفاداری و اطاعت از ایشان می بندیم.

 منبع: تبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 9 =

دنبال کنید @ اینستاگرام