اعترافات جدید جوانی که پدرش را به خاطر یک دختر آتش زد

سر جوان که در یک ماجرای آتش افروزی پدرش را به کام مرگ کشانده است ادعا می کند که می خواستم خودرویم را آتش بزنم و با پدرم کاری نداشتم.

موبنا – ساعت 4 صبح نخستین روز مرداد ماه سال جاری بود که پسر جوانی به خاطر اختلاف خانوادگی اقدام به ریختن بنزین روی خودروی پژو 206 کرد و هم زمان با آتش زدن خودر، پدرش پای در صحنه آتش سوزی گذاشت و دچار سوختگی شد.
پدر 46 ساله که محمود نام دارد به بیمارستان منتقل شد اما با گذشت 2 هفته محمود به علت سوختگی زیاد تسلیم مرگ شد و همین کافی بود تا تیمی ازماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس سجاد منافی آذر از شعبه سوم دادسرای ناحیه 27 برای دستگیری پسر آتش افروز وارد عمل شوند.
ماموران در گام نخست پی بردند که فرامرز از حدود 2 ماه پیش با پدرش به خاطر علاقه به یک دختر جوان دچار اختلاف بوده و همین باعث شده تا پدرش خودروی پسرش را او بگیرد و در ادامه پسر جوان برای انتقام گیری اقدام به آتش زدن خودروی پارک شده می کند که پدرش نیز در این ماجرا به کام مرگ فرو می رود.
ماموران در ادامه پی بردند که پسر جوان پس از آتش زدن ناپدید شده و پس از آن نیز به صورت پنهانی به کارگاه خیاطی اش بازگشته است.
بدین ترتیب کارآگاهان برای دستگیری پسر آتش افروز وارد عمل شدند و در عملیاتی غافلگیرانه فرامرز روز 26 شهریور ماه در منطقه یافت آباد دستگیر شد.
گفت وگو با پسرآتش افروز
فرامرز 23 ساله که هنوز باور ندارد پدرش را از دست داده می گوید من نمی خواستم پدرم را بکشم و حتی با دیدن جنازه پدرم نیز نتوانستم مرگش را باور کنم.
شغل؟
کارگاه تولیدی مبل دارم.
شنیدم خیاطی میکنی؟
درکنار کارگاه مبل سازی ام خیاطی هم می کنم.
کارگاه برای خودت است؟
بله
سرمایه کاری را پدرت داده؟
نه، از بچگی کار کردم و توانستم با پس اندازهایم این کار را راه بندازم.
چرا پدرت را کشتی؟
من قاتل نیستم و نمی خواستم او را آتش بزنم.
چرا خودرویت را آتش زدی؟
مدتی بود که با پدرم اختلاف داشتم و او خودرویم را به من نمی داد وحتی نمی گذاشت به خانه بروم به همین خاطر چند شب در کارگاه خوابیدم اما دیگر خسته شده بودم و می خواستم با فروش پژو 206 خانه ای برای خودم اجاره کنم که پدرم مدارکم را به من نمی داد و به همین خاطر تصمیم به آتش زدن خودرویم گرفتم.
شب حادثه چه شد؟
ساعت 9 شب بود که برای آتش زدن خودرویم به جلوی در خانه مان رفتم که دیدم پسردایی هایم جلوی در هستند به همین خاطر به کارگاه برگشتم و ساعت 4 صبح بود که به سمت خانه مان رفتم و نمی دانم چه کسی به پدرم درباره انگیزه ام حرف زده بود. در خودرو را با سوئیچ یدک باز کردم و بنزین را داخل خودرو ریختم و پس از آتش زدن پدرم با چوب دستی به سراغم آمد که مانع کارم شوم که شوکه شدم و اندازه نصف لیوان بنزین در ظرف مانده بود که روی پدرم ریختم و پا به فرار گذاشتم و مادرم نیز شاهد ماجرا بودکه من نمی خواستم روی پدرم بنزین بریزم.
چرا با پدرت اختلاف داشتی؟
2سال پیش بود که پدرم دختر جوانی را برای ازدواج به من معرفی کرد و در این مدت با هم در ارتباط بودیم و در این مدت به او علاقه مند شده بودم که خانواده ام با مشکلاتی که به وجود آمده بود با این ازدواج مخالفت می کردند و همین باعث اختلافات من و پدرم شد و مدتی از خانه بیرون زدم ولی پس از دو هفته پذیرفتم پدرم برایم تصمیم بگیرد و به خانه بازگشتم. ولی پدرم مرا به خانه راه نمی داد و خودرو و مدارکم را از من گرفته بود و در این روزهای اخر در کارگاه خودم زندگی می کردم.
شنیدم از پدرت شکایت کردی؟
بله می خواستم خودرویم را پس بگیرم به همین خاطر اعلام سرقت کردم و پدرم به کلانتری آمد و قرار شد تا مدارک را به من بدهد اما وقتی از کلانتری بیرون آمدیم ادعا کرد که مادرم مانع کارش شده و نمی خواهد مدارک خانه و خودوریم را پس دهند.
پس از آتش سوزی کجا رفتی؟
به خانه یکی از عموهایم در شهر پدری ام رفتم.
آنها می دانستند باعث مرگ پدرت شدی؟
همه می دانستند که این ماجرا یک اتفاق بوده و حتی وقتی پدرم فوت کرد گفتند که پدرم می خواهد مرا ملاقات کند به همین خاطر به تهران آمدم و در بیمارستان متوجه مرگ پدرم شدم ولی حتی با دیدن جسدش نتوانستم باور کنم که یتیم شده ام.
در این مدت کجا بودی؟
من در همه مراسم های فوت پدرم حضور داشتم بعد از آن چند روز به ترکیه رفتم و سپس به تهران بازگشتم که فهمیدم پلیس به دنبالم است.
برای فرار به ترکیه رفته بودی؟
نه، اگر می خواستم فرار کنم خودم را تسلیم پلیس نمی کردم.
اما پلیس تو را در کارگاهی که پنهان شده بودی دستگیر کرد؟
می خواستم به اداره پلیس بروم که آنها زودتر به سراغم آمدند.
خانواده ات رفتارشان با تو تغییر نکرده بود؟
نه، مادرم شاهد بود که من نمی خواستم پدرم را آتش بزنم.
از دختر مورد علاقه ات خبر داری؟
نه
بنا به این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس سجاد منافی آذر در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار دارد.

منبع :رکنا 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت − پنج =

دنبال کنید @ اینستاگرام