اقدام عجولانه مسئولان آموزش و پرورش برای فرار از سیطره «انگلیسی»!

تصویب برنامه‌ای که تدریس زبانی مهجور را هم شامل می‌شود، مجابمان می‌کند از ایشان بپرسیم که بi راستی چه سهمی از موفقیت برای مصوبه‌شان قائل هستند؟ نکند ایشان چیزی در توان آموزش و پرورش می‌بینند که ما نمی‌بینیم و یا برعکس، آنقدر از اوضاع و احوال این وزارت خانه غافل هستند که برایش چنین نسخه‌های عجیب و غریبی می‌پیچند؟!

موبنا – باز هم عجله مسئولان برای ایجاد برخی تغییرات در راستای تذکرات رهبری و باز نوید اتفاقاتی نامبارک که ممکن است رخ دهد؛ انگار قرار نیست برای رقم زدن هیچ تغییری، اندکی زمان و مطالعه صرف کنیم!

پس از آنکه رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از معلمان، در خصوص آموزش زبان‌های خارجی به دانش‌آموزان تذکراتی داد و با برشمردن آسیب‌های انحصار این آموزش به زبان انگلیسی و آفت‌های این کار، خواستار توجه به دیگر زبان‌های زنده جهان شد، مسئولان آموزش و پرورش در اقدامی شتاب زده از برنامه‌ای رونمایی کردند که قرار است بنا بر آن، شرایط تدریس و آموزش پنج زبان در کشورمان را فراهم آورند.

آن گونه که احمد عابدینی، معاون شورای عالی آموزش و پرورش می‌گوید، این پنج زبان عبارتند از آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی و روسی، که بر اساس مصوبه این شورا، گنجاندن برنامه درسشان در مدارس در دستور کار قرار گرفته است؛ آن هم در حالی که می‌بینیم در جمع این پنج زبان، زبان «ایتالیایی» نیز قرار دارد که تنها زبان رسمی سه کشور، یعنی ایتالیا، سان مارینو و سوئیس است. با این ملاحظه که سوئیس چهار زبان رسمی دارد که یکی از آن‌ها ایتالیایی است.

اندک دقتی در این باره کافی است تا به اوج شتاب زدگی مسئولان در گنجاندن چند زبان خارجی دیگر در برنامه درسی مدارس پی ببریم؛ شتابی سرسام آور که موجب شده بی‌صرف هیچ گونه زمان و انرژی، برنامه‌ای تدوین شود که حتی در آن به فهرست نیازهای کشورمان در خصوص زبان آموزی هم توجه نشده است که اگر این گونه بود، تغییر ساختاری آموزش زبان عربی و حتی انگلیسی و آموزش زبان‌هایی مانند ترکی، کردی هم در دستور کار قرار می‌گرفت.

آموزشی که اگر خواستار تسری آن به زبان‌های چینی، هندی و دیگر زبان‌های آسیایی هم باشیم، به مراتب مفید فایده‌تر به نظر می‌رسد تا آموزش زبان ایتالیایی، زیرا می‌تواند در تقویت مناسبات کشورمان با همسایگان و کشورهایی که با ایشان روابط گسترده‌ای داریم، موثر واقع شده و در تقویت مبادلات تجاری، تبادلات فرهنگی و حتی مناسبات سیاسی با این کشور‌ها نقش بسزایی ایفا نماید.

همه این‌ها در حالی است که به ظرفیت‌های کشورمان هم توجه نکرده باشیم، زیرا با در نظر گرفتن این مسائل، پی خواهیم برد لازمه آموزش زبان دیگری علاوه بر عربی و انگلیسی در مدارس کشورمان، استخدام جمعیت بزرگ از معلمان زبان‌های خارجی، دایر کردن شمار زیادی کلاس، پرداخت حقوق و انواع و اقسام پیش نیازهاست که به نظر وزارت آموزش و پرورش کشورمان توان تأمین هیچ کدامشان را ندارد.

این را می‌شود از کمبود معلم در مدارس، انبوه حقوق‌های معوق معلمان، کمبود کلاس درس در سطح کشور و دیگر مشکلاتی فهمید که آموزش و پرورش با آن دست به گریبان است و هیچ چیز بیشتر از تصویب برنامه تدریس پنج زبان جدید نخواهد توانست به کور شدن گره‌های افتاده به جان آن منجر شود!

تلخ‌تر اینجاست که می‌دانیم این وزارت خانه در آموزش زبان رسمی کشورمان در مدارس هم اشکالاتی دارد و نتوانسته آن چنان که باید، زبان فارسی را به دانش آموزان آموزش داده و از بلایایی که در معرض آن قرار دارد، محافظت کند؛ اتفاقی که حتما قسمتی از آن متأثر از کمبودهای این وزارت خانه است و نمی‌توان بی‌توجه به آن‌ها انتظار به ثمر نشستن برنامه‌هایی مانند آموزش زبان‌های جدید در این نظام آموزشی را داشت.

اینجاست که جا دارد از مصوب کنندگان چنین برنامه‌ای پرسید که براستی چه سهمی از موفقیت برای مصوبه‌شان قائل هستند؟ نکند ایشان چیزی در توان آموزش و پرورش می‌بینند که ما نمی‌بینیم و یا برعکس، آنقدر از اوضاع و احوال این وزارت خانه غافل هستند که برایش چنین نسخه‌های عجیب و غریبی می‌پیچند؟!

 منبع: تابناک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × چهار =

دنبال کنید @ اینستاگرام