دولت باید به فکر جایگزینی نرم افزارهای شبکه های اجتماعی باشد

شبکه های اجتماعی پدیده ای نوظهور در حوزه ارتباطات است. امروزه بسیاری از مردم دنیا با استفاده از شبکه های اجتماعی، به شیوه ای نوین ارتباطات خود شکل می دهند. اما تنها کارکرد شبکه های اجتماعی، ایجاد ارتباط نیست. پس از برملا شدن فروش اطلاعات شخصی مردم به سیستم های اطلاعاتی امریکا، موجی از بدبینی نسبت به این شبکه ها ایجاد شد.

موبنا – در چند سال اخیر مسئولین کشورمان نیز برای حفاظت از حریم خصوصی مردم در شبکه های اجتماعی وارد میدان شدند. اقدامات دانشمندان جوان ایرانی نیز در طراحی نرم افزارهای جایگزین بخشی دیگر از فعالیت ها در این زمینه بوده است.
در سال گذشته نحوه برخورد با دو نرم افزار وایبر و واتس آپ به محل اختلاف دولت و قوه قضائیه تبدیل شد. دولتمردان متعتقدند تا زمانی که جایگزینی برای این نرم افزارها پیدا نشود نباید این دو نرم افزار را فیلتر کرد. قوه قضائیه نیز با تکیه بر این که سرور این دو نرم افزار در اختیار اسرائیل است و در فضای این نرم افزار بی قانونی های زیادی صورت گرفته است، معتقد است که این دو نرم افزار باید فیلتر شود.
برای بررسی چند و چون این ماجرا و پی بردن به ماهیت اینگونه نرم افزارها کارشناس ارتباطات روح الله مومن نسب معتقد است که دولت باید به فکر جایگزینی نرم افزارهای شبکه های اجتماعی باشد.
viber وایبر
در شرایطی که همه خدمات در دنیای سرمایه داری، باید سودآوری داشته باشد، چرا خدمات وایبر و واتس آپ رایگان است؟
روح الله مومن معتقد است که هیچ چیزی در دنیا رایگان نیست. اینها هم بصورت رایگان خدمات ارائه نمی دهند. خودشان اعلام کرده اند که از سه طریق در حال درآمدزایی هستند. روش اول تبلیغات، روش دوم فروش اطلاعات، روش سوم تولید ترافیک یا پهنای باند.
رییس وایبر یک افسر اسرائیلی است و مرکز شرکت سازنده این نرم افزار در خاک اسرائیل است. وایبر در دنیا به عنوان یک نرم افزار جاسوسی شناخته می شود. این شرکت با جذب تبلیغ درآمدزایی نمی کند و شیوه مشهود تبلیغی ندارد.
دومین روش، روش فروش اطلاعات است. به عنوان مثال اطلاعات مردم ایران برای دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل و یا سازمان سیا بسیار ارزشمند است. این اطلاعات را به این سازمان های جاسوسی می فروشند و از طریق آن کسب اطلاعات می کنند. این فروش اطلاعات بصورت رسمی اعلام می شود.
شاید جالب باشد بدانید که وایبر اطلاعات انقلابیون بحرین را به دستگاه اطلاعاتی بحرین فروخت. در انگلستان نیز شبیه به همین اتفاق افتاد. در دادگاه های دانشجویان معترض انگلیسی، پرینت مکالمات دانشجویان علیه آنان استفاده شد و دانشجویان به حبس محکوم شدند. در عربستان نیز همینگونه بود. وایبر در صفحه شفاف سازی خود اعلام کرده بود که اطلاعات 70کشور را به سیستم اطلاعاتی فروخته است.
شرکت های سازنده اینگونه نرم افزارها و یا فیس بوک و گوگل بنگاه خیریه نیستند. برخی فکر می کنند که ما بنگاه خیریه ای به نام فیس بوک، گوگل و … داریم. یا موسسه ای خیریه ای به نام وایبر داریم. اما اینها موسسه خیریه نیستند. این ها شرکت هایی رسمی هستند که در بازارهای بورس دنیا سهام دارند و سهامداران مشخصی دارند. به ازای هر نفری که در نرم افزارهای آنان عضو شود، ارزش سهام این شرکت ها 145دلار افزایش پیدا می کند.
شبکه اجتماعی وایبر تلگرام واتس اپ
شما به شیوه درآمدزایی از طریق پهنای باند اشاره کردید. می شود این مورد را شرح دهید؟
فرض کنید می خواهید از وایبر یا واتس آپ استفاده کنید و یک کلیپ ارسال کنید. وقتی برای ارسال اقدام می کنید ابتدا این فیلم چند مگابایتی را روی سرور نرم افزار آپلود می کنید. این سرور در خاک اسرائیل قرار دارد. فرد دیگری که میخواهد این فیلم را مشاهده کند، این فیلم را دانلود می کند. این فرد هم از پهنای باند نرم افزار استفاده می کند. در حقیقت به ازای یک فیلم 2 مگابایتی، 4 مگابایت پهنای باند استفاده شده است. برای خرید این پهنای باند، هزینه می شود. این هزینه از طریق هزینه خرید اینترنت پرداخت می شود. بخشی از پولی که ما برای خرید اینترنت می پردازیم، صرف زیرساخت ها و کابل کشی و … می شود و بخش دیگر به شرکت های تولید کننده ترافیک پرداخت می شود. ( هزینه خرید ترافیکی که به شرکت های مادر اینترنتی پرداخت می شود). این محل درآمد سوم است. هر کاربری که عضو شبکه اجتماعی می شود، 145دلار به سهام این شرکت افزوده می شود و به ازای هر کلیلک نیز بین 4 تا 20 سنت درآمد نصیب آن شرکت می شود.
در شرایط کنونی که رسانه ها با زندگی مردم عجین شده اند، آیا این صحیح است که بخواهیم از رسانه های این چنینی استفاده نکنیم. آیا واقعا دوری کردن مردم ایران موجب ضرر این شرکتها می شود؟
دو سال گذشته اسنودن اسنادی منتشر کرد که نشان داد فیس بوک و توییتر از اطلاعات شخصی مردم برای مقاصد جاسوسی سیستم های اطلاعاتی استفاده می کنند. پس از انتشار این خبر به یکباره ده میلیون کاربر در هفته اول، عضویت خود را لغو کردند. تعداد کاربران فیس بوک یک میلیارد و سیصد میلیون نفر است. ده میلیون نفر کمتر از یک درصد از کل کاربران را تشکیل می دهد. با لغو عضویت این ده میلیون نفر، 36 درصد سهام فیس بوک افت کرد. یعنی کمتر از یک درصد کاربران سهام این شرکت را 36 درصد کاهش دادند. در آن ایام فیس بوک تا مرز ورشکستگی هم پیش رفت.
هر فردی که از فیس بوک خارج می شود، چندین نفر دیگر را نیز از این شبکه خارج می کند. کسانی که با این فرد ارتباط داشتند، برای ارتباط گیری با وی دیگر از فیس بوک استفاده نمی کنند و از جای دیگری برای ارتباط گیری استفاده می کنند.
در واقع با خروج هر فرد یک واحد از فیس بوک کاسته می شود و یک واحد به شبکه اجتماعی دیگری اضافه می شود. این خسارت سنگینی به فیس بوک وارد می کند.
آیا ما نرم افزارهای داخلی داریم که با همین سهولت و جذابیت باشد. آیا گزینه های جایگیزین داخلی می تواند با همین امکانات در اختیار مخاطبین ایرانی قرار بگیرد و نیازهای آنان را رفع کند؟
نرم افزارهایی مثل واتس آپ و وایبر در ابتدایی که به بازار آمدند، همه این امکانات امروز رو نداشتند. شاید جالب باشد بدانید قبل از اینکه این نرم افزارها مانند وی چت و امثالهم مطرح شوند، جوانان نخبه ایرانی در سال 87 یک نرم افزار به نام محاوره طراحی کرده بودند که همه امکانات اینگونه نرم افزارها را داشت. این نرم افزار به صورت رسمی ثبت شد و مجوز گرفت. حتی قبل از اینکه فیس بوک طراحی شود، در ایران دو شبکه اجتماعی فعال بود. شبکه اجتماعی ایرانیان یا پارسی یار و شبکه اجتماعی کلوب. این دو شبکه هنوز فعال هستند و کاربران فعال زیادی دارند.
ما باید در مقابل شبکه های اجتماعی بیگانه، شبکه اجتماعی ایجاد کنیم و سعی کنیم آنها را تقویت کنیم. اگر این شبکه ها کاربر داشته باشند، در بازار رقابت تقویت می شوند. توصیه من این است که نرم افزارهای دیالوگ یا قاصدک یا انار یا اپلیکیشن افسران و …. جایگزین نرم افزارهای خارجی شود.
اگر واقعا اراده داشته باشیم و بدانیم که جنگ جنگ اراده هاست، باید شبکه اجتماعی مختلفی را طراحی کنیم.
برخی از دولتمردان معتقدند تا زمانی که جایگزینی برای وایبر و واتس آپ پیدا نشود، نباید این نرم افزارها را فیلتر کرد. اگر دولتمردان به جای مجادله های سیاسی و اصطکاک چند ماهه درباره فیلترینگ ، همت می کردند که شبکه های جایگزین ایجاد کنند، به نتیجه بهتری نمی رسیدیم؟
در این باره چند نکته باید گفته شود. اولا تصمیم گیری درباره فیلترینگ اینگونه نرم افزارها ها در اختیار دولت نیست. تصمیم گیری درباره این موضوع در حوزه اختیارات قوه قضائیه است. ثانیا دولتمردان نباید درباره بحث جایگزینی صحبت کنند. یک زمانی مردم عادی در این باره صحبت می کنند شاید این حرف پذیرفتنی باشد. اما مسئولین نباید بگویند که جایگزین نداریم بلکه باید جایگزین را ایجاد کنند. ثالثا اگر دستگاه قضایی ما به این جمع بندی رسید که معایب اینگونه نرم افزارها بیشتر از محاسن آنهاست، دستگاه قضایی باید حتما جلوی اینگونه نرم افزارها را بگیرد. اکنون نیز اثبات شده است که مضرات اینگونه نرم افزارها بیشتر از محاسن آنهاست و باید جلوی این نرم افزارها گرفته شود. مثلا نباید اینگونه گفته شود که چون جایگزینی برای مواد مخدر نداریم، باید بگذاریم مواد مخدر توزیع شود.
هر دستگاهی موظف است به وظایف خودش عمل کند. دستگاه قضایی در نامه ای به وزارت ارتباطات درباره فیلترینگ این دو نرم افزار اولتیماتوم داده است. اگر در این فرصت وزارت ارتباطات مشکل را حل نکرد طبق وعده ای که مسئولین قضایی داده اند این دو شبکه بسته خواهند شد.
Telegram تلگرام
و سخن آخر …
ما هیچ راهی جز تکیه به توان داخلی نداریم. استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شعار انقلاب اسلامی است. استقلال شعار اصلی ما بوده است. امروز اگر کشوری نمی تواند آمریکا را تحریم کند به این دلیل است که آمریکا به توان داخلی اش تکیه کرده است. ما باید در فضای مجازی مانند فضای حقیقی به استقلال برسیم. این استقلال تضمین کننده قدرت کشومان خواهد بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =

دنبال کنید @ اینستاگرام