چرا بهتر است به 16+30 رای دهیم؟

درباره ضرورت و منطق شرکت در انتخابات، به ویژه انتخابات پیش رو یادداشت های جداگانه ای نوشته ام که در اینجا آنها را تکرار نمی کنم، و فقط به این نکته بسنده می کنم که آیا می توان به نوشتن یک یا چند نفر بسنده کرد؟

شرکت در انتخابات از چند منظر قابل فهم است. گاه ممکن است از زاویه اصل شرکت در انتخابات اقدام کنیم. در این صورت با رای دادن به یک نفر هم هدف ما برآورده می شود. چنین کاری معطوف به تقویت و حفظ نهاد انتخابات است. رای دهنده در پی اعلام حمایت یا تقویت ساختار حاکم با رای خود است. تاثیرگذاری بر آن را نیز از این طریق هدف خود قرار می دهد. چون هرگونه حمایتی در عمل مشروط کردن حمایت گیرنده نیز هست.

گمان نکنیم که رای دادن به نوعی حمایت غیرمشروط است و فقط نفع یک سویه ای را نصیب حکومت ها می کند. این گمان اشتباه است که اگر حکومت ها از طریق رای تقویت شوند، می توانند قدرت اکتسابی را علیه مردم خود به کار برند. اصولا هر قدرتی به میزانی که مشروعیت پیدا می کند، به ناچار از سرکوبگری فاصله گرفته است. بنابراین مردم می توانند در همه جا و همه کشورها از این زاویه وارد فرآیند انتخابات شوند.

چرا بهتر است به 16+30 رای دهیم

شرکت در انتخابات می تواند یک وضعیت حداکثری هم داشته باشد. یعنی تمامی افراد مطلوب ما در انتخابات حضور داشته باشند و بتوانیم با طیب خاطر هر کدام را که بخواهیم با رای خود انتخاب کنیم. طبیعی است که عقل سلیم حکم می کند در این انتخابات ایده آل شرکت کنیم و به نسبتی که افراد مطلوب را می شناسیم در لیست خود بنویسیم و به آنان رای دهیم. در این مرحله ممکن است که تعداد نفرات مطلوب ما محدود باشند و در ضمن پیروزی سایرین نیز برای ما علی السویه باشد. در این صورت می توانیم فقط به همان تعداد افراد که می شناسیم رای دهیم.

ولی اگر پیروزی دیگران برای ما علی السویه نباشد، به ناچار باید رای سلبی دهیم و با همان منطقی که شرکت می کنیم و یک رای می دهیم، کل لیست را تا پایان تکمیل کنیم. چون اگر ما برای رای دادن به 30 نفر حق داریم و از این حق برای پر کردن نام 5 نفر استفاده می کنیم، چرا آن حق را برای نوشتن نام 25 نفر باقیمانده استفاده نکنیم؟ زیرا هر جای خالی در لیست ما یک امکان برای کسانی فراهم می کند که علاقه ای به انتخاب شدن آنان نداریم. بنابراین منطق تکمیل لیست هنگامی که افراد مطلوب ما به اندازه کافی نیست، کوشش برای کاهش احتمال پیروزی نیروهایی است که آنان را نمی پسندیم.

در این شرایط هم نمی توانیم هر فردی را در لیست خود بنویسیم، بلکه باید افرادی را اضافه کنیم که نسبت به کسانی که آنان را نامطلوب می دانیم شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشند و این افراد به طور طبیعی از لیست اعلام شده گروهی بیرون خواهند آمد که آنان را نزدیک تر به خود می دانیم.

همه آن چه گفته شد منوط به این است که ما بتوانیم یا بخواهیم افراد و نامزدها را بشناسیم. به نظر من شناخت حتی یک نفر هم برای همه رای دهندگان بسیار سخت اگر نگوییم ممتنع است. چه رسد به این که از میان ده ها نفر بخواهیم 30 نفر را بشناسیم. هیچ راهی برای رسیدن به شناخت کامل و قابل اعتماد فردی وجود ندارد بنده که در جریان برخی از دوره های انتخابات در وضعیت تعیین و معرفی نامزدها حضور داشته ام، به یقین می گویم حتی افرادی که دست اندرکار این امور هستند، نمی توانند با قاطعیت بگویند که فلان شخص یا بهمان شخص بر دیگری برتری دارد. چه رسد به افرادی که اصولا از نامزدها شناخت مستقیمی ندارند. مساله انتخابات فقط شناخت فرد نیست، بلکه ترجیح شخص «الف» بر شخص «ب» است. و چون تعداد مقایسه ها بی نهایت است، امکان ترجیح دادن یکی بر دیگری وجود ندارد، و از همه مهم تر این که معیارها برای سنجش افراد نیز بسیار متفاوت خواهد بود. با این حساب آیا راه چاره ای وجود دارد؟

چرا بهتر است به 16+30 رای دهیم

در نظام های انتخاباتی دو راه حل اساسی برای رفع این مشکل وجود دارد. اولین راه حل در نظام های تک نامزدی است. در این نظام انتخاباتی ،شهری مثل تهران به 30 حوزه تقسیم می شود و هر کس باید از حوزه خاص و مورد نظر خودش نامزد شود و فقط مردم همان حوزه هم می توانند به او رای دهند. البته نامزدها، از طرف احزاب یا مستقل هستند. ولی نامزدها ارتباطات چهره به چهره با مردم برقرار می کنند و فقط برای همان مردم حرف می زنند. پس از انتخاب شدن نیز در پی حل مشکلات منطقه خود هستند و همواره این ارتباط نزدیک را برقرار و حفظ می کنند. در چنین ساختاری مردم به فرد رای می دهند هرچند آنان عضو حزب هم هستند و از خط مشی حزبی خود دفاع می کنند. این ساختار انتخاباتی بسیار بهتر است و به فلسفه انتخابات و منطق نمایندگی مردم نزدیک تر است.

شیوه دیگر رای دادن به لیست هاست. در واقع مردم به جای رای دادن به افرادی که طبعا ارتباط کمی با آنان دارند و قادر به شناخت مستقیم از آنان نیستند، از احزاب و گروه ها شناخت بهتری دارند و تعلق خاطر خود را به آنان نشان می دهند. در این ساختار مسئول شناخت نامزد نمایندگی به عهده حزب است. احزاب هم به تعداد کافی برای هر حوزه نامزد را در یک لیست معرفی می کنند. در مواردی نامزدها به ترتیب اهمیت نوشته می شوند و هر حزب به نسبت سهمی که در کل آرا می آورد به همان نسبت از نامزدهایش به ترتیب حضور در لیست انتخاب می شوند. مثلا اگر لیست 30 نفر باشد و یک حزب 40 درصد آرا را بیاورد، 12 نفر اول حزب آنان انتخاب می شوند. در ایران هیچ ک دام از این دو نوع نیست.

به همین دلیل مردم نمی توانند تعداد 30 نفر را بشناسند و رای دهند، چه بسا با هیچ کدام آنان حتی افرادی مثل بنده که در عرصه سیاست هستند، نام نیمی از آنان را نشنیده ام، چه رسد به مردم عادی. به علاوه ردصلاحیت ها نیز معضل دیگر ماجراست که افراد شناخته شده و مورد اعتماد رای دهندگان ردصلاحیت شده اند.

بنابراین اگر فلسفه شرکت در انتخابات برای ما حل شده محسوب می شود و نیز هدف ما پیروز کردن یک گروه سیاسی و فرستادن عده ای از آنان به مجلس است و همزمان برای این می کوشیم که عده دیگری وارد مجلس نشوند، لازم است که اولا به شناخت گروهی احترام بگذاریم، هر چند این شناخت و معرفی بیش از این که محصول صلاحیت های سنجش شده باشد، ناشی از ملاحظات عملی است و حتی انتقاد هم به آن ها وارد است.

ثالثا، حتی اگر نسبت به شناخت ایجابی یا سلبی خود نیز اطمینان داریم، از حیث آثاری که بر نتیجه کار می گذارد با احتیاط برخورد کنیم و به لیست های کامل معرفی شده رای دهیم. بنابراین با چند منطق می توان رای داد:

چرا بهتر است به 16+30 رای دهیم

1- دفاع از اصل شرکت در انتخابات با هدف تقویت و حفظ نهاد انتخابات و مشروعیت دادن به نظام مبتنی بر انتخابات.

2- انتخاب و رای دادن به افرادی که آنان را برای نمایندگی خود در هر دو مجلس صالح می دانیم و آنان را نامزد مطلوبی تلقی می کنیم. اگر این افراد باید شانس پیروزی داشته باشند اولویت دارند و در نتیجه طبعا باید از لیست هایی باشند که چنین شانسی دارند.

3- اگر فکر می کنیم که وجه دیگر هدف ما راه نیافتن عده بخصوصی به مجلس است در این صورت شانس بقیه لیست خود را به افرادی بدهیم که احتمال پیروز و موفقیت آنان بیشتر است، هر چند آنان را به خوبی نمی شناسیم یا حتی مطلوب نمی دانیم. این افراد هم در لیست خواهند بود زیرا لیست تنها راهی است که همه می توانند اطمینان پیدا کنند که شانس آنان برای پیروزی بیشتر است.

4- و از همه مهم تر این که انتخابات فقط رفتن و نرفتن این و آن به داخل مجلس نیست بلکه فراتر از آن موفقیت و شکسته یک جریان است که اثرات مهم تری حتی از افراد دارد و افراد و نمایندگان پیروز هم در ذیل این فضای کلی رفتار خواهند کرد.

176/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 2 =

دنبال کنید @ اینستاگرام