مبارزه با فساد از طريق مشارکت عمومی

یکی دیگرازساختارهای مهم وتاثیرگذار که در فضای پسابرجام جهت بهره گیری از ظرفیت‌های درونی وفرصت‌های محیطی برای رفع فساد به‌عنوان گام پایه ای، و حرکت در مسیر تعالی مادی و معنوی و توسعه پایدار،باید مورد توجه قرار گیرد؛ «ساختارمشارکت» عمومی و همگانی درابعاد وعرصه های مختلف جامعه است.

ید‌‌ا… فضل اللهی/ کارشناس ارشد‌‌ علوم سیاسی:  منظور،استفاده از تمامی ظرفیت‌ها وفرصت‌های موجود وقابل خلق واکتساب داخلی وخارجی وبهره گیری از تمامی سرمایه ها برای کارآمدی جامعه وحکومت و گذار از بحران‌های مبتلابه است.از این‌رواست که دراین مقال مشارکت عمومی در همه ابعاد و وجوه به‌عنوان ساختاری کلیدی جهت به میدان آوردن سرمایه ها و ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل جامعه در نظر گرفته شده وفقدان مشارکت به‌عنوان آفتی بزرگ،نتیجه عدم باور واعتقاد به مردم وقابلیت‌های آنان و به‌عبارتی دیگر نتیجه امین ندانستن مردم از طرف صاحبان قدرت و ثروت فرض شده که خود ناشی ازباور به انحصارفرصت و منابع است که از مظاهر بارز فساد در هر جامعه ای است.
مفهوم مشارکت
منظور از مشارکت عمومی پذیرش آگاهانه،حضور وشرکت داوطلبانه،فعال ومؤثر افراد درمسائل جامعه وتعیین،پیگیری و تحقق اهداف و آرمان‌های آن است.مشارکت معمولا در قالب تعامل،تعاون،همکاری وهمیاری از روی میل و رغبت و با استفاده از همه امکانات بالقوه و بالفعل صورت می پذیرد. همچنین می توان مشارکت را تعاملی دوسویه میان مردم و حاکمیت برای تدوین،اجرا و مهم‌تر از همه بهره مندی از نتایج رشد و توسعه دانست.
فرآیند مشارکت
از نظر نگارنده مشارکت فرآیندی است سه وجهی. وجه انتخاب یا مشروعیت بخشی که نقطه شروع یا گام اول مشارکت است که خود نتیجه الزامات و بسترهایی نظیر افزایش سطح آگاهی ، انتشار آزاد و عادلانه اطلاعات، اعتماد و باور به مردم،ایجاد انگیزه و رغبت و اطمینان بخشی به مردم در مورد سهیم شدن واقعی آنان در منافع آتی است.این عوامل باعث می شوند تا مردم آگاهانه و از روی میل در امور جامعه مشارکت کنند.در این مرحله از فرآیند،باید مشارکت طلبی به‌عنوان سیاست محوری مورد توجه حکمرانان قرار گیرد تا زمینه حضور فعال مردم در عرصه های مختلف فراهم شود وجه دیگر عبارت از بهره مندی از نتایج مشارکت است که بدان ارزیابی انتخاب یا مشروعیت سنجی می گوییم.این مرحله از اهمیتی بیشتر از وجه اول برخوردار بوده و ماهیت و کیفیت نقش آفرینی مردم بستگی زیادی بدان دارد.در این مرحله است که مردم نتیجه مشارکت خود در مسائل جامعه را مشاهده می کنند و در صورتی که از وجوه مثبت آن منتفع شوند محرک لازم را برای مشارکت داوطلبانه و توأم با آگاهی پیدا می کنند.وجه سوم که معمولا مورد غفلت قرار می گیرد ولی نقش موثری در مشارکت پذیری مردم دارد امکان اصلاح یا سلب مشروعیت است.در این مرحله باید سازوکار فکری(اعتقاد و باور) و نهادی لازم فراهم شود تا در صورتی که مشارکت کنندگان متوجه شدند انتخاب یا مشروعیت بخشی آنان خطا بوده و یا موضوع یا فرد منتخب آنان واجد ویژگی های مورد نظر آنان نیست،بتوانند نسبت به بازپس گیری مشروعیت اعطا شده،اقدام کنند.با تکامل این سه وجه فرآیند مشارکت تکمیل شده و مشارکت عینیت پیدا می کند.البته این فرآیند باید به تدریج و با آماده شدن بسترها سیر تکاملی خود را طی کند و انتظار شکل گیری آن به یکباره خطاست.
موانع مشارکت
مهم‌ترین مانع یا آفت مشارکت،مشارکت فرمایشی،کلیشه ای و ابزاری است. در این‌گونه مشارکت مردم صرفا با تشخیص و صلاحدید حکمرانان و در مواعد مورد نظرآنان به مشارکت در امری ترغیب و تهییج می شوند. در نتیجه مشارکت نه امری آگاهانه بلکه موضوعی کاملا هیجانی،موقتی ومحدود به موضوعی خاص است.این‌گونه مشارکت تاثیری مثبت بر فرهنگ و ثمری برای مردم و جامعه نداشته و مردم از ثمرات و دستاوردهای آن بهره چندانی نمی برند. چنین روندی در واقع حرکت توده وار یا بسیج توده ای است که از رأس هرم قدرت هدایت شده و متناسب با نیاز و مصلحت صاحبان قدرت است و چون فاقد ویژگی خودآگاهی است و از بطن جامعه نشات نمی گیرد،بسیار شکننده است.  از دیگر موانع مشارکت باور واعتقاد نداشتن به مردم و نقش آفرینی موثر آنان درموضوعات و مسائل جامعه است.در جوامع توسعه نیافته،چون میان مردم وحاکمیت پیوندمستحکمی نیست وحکمرانان اعتمادزیادی به مشروعیت و مقبولیت خود ندارند،نسبت به نقش آفرینی مردم در امور نگران بوده و به دیده تردید می‌نگرند و آنان‌را فاقد صلاحیت واطمینان برای ایفای نقش ومشارکت موثر در مسائل می دانند و هرگونه مشارکت جویی مردم را به منزله تهدیدی علیه منافع خود فرض کرده و با انحصار وتمرکزشدید قدرت،ثروت،  فرصت وامکانات، سعی در ممانعت از مشارکت گسترده وآگاهانه مردم دارند.از طرف دیگر در صورت ناچاری برای کاستن از فشار محیطی جهت فراهم سازی زمینه مشارکت مردم،نهادهایی مشارکتی ایجاد می کنند که فرمایشی و فاقد کارآمدی لازم بوده و کارکردی غیرمشارکت جویانه دارند.این امر یکی از مظاهر بارز فساد است که راه مبارزه با آن تغییر نگرش وبینش جامعه وصاحبان قدرت و رشد آگاهی و ارتقای انگیزه مشارکت مردم و به‌عبارتی شکل گیری فرهنگ و جامعه ای مشارکت طلب است.یکی از ویژگی های جوامع سالم مشارکت‌طلبی است؛جوامعی که با شفافیت وعالمانه وهدفمند بینش ونگرش ونهادهای کارآمدی را سامان می بخشند که شرایط برای«مشارکت گسترده،عمیق و واقعی عموم مردم» فراهم شود تا از این طریق بتوانند از ظرفیت و سرمایه آنان در جهت رفع نابسامانی ها و تدوین و اجرای برنامه ها برای اصلاح ، بهبود و توسعه متوازن و حرکت اقتصاد در ریل رشد و شکوفایی استفاده کنند.

179/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 4 =

دنبال کنید @ اینستاگرام