تقیه چیست؟

تقیه همان تقوی به معنی پرهیز و نگهبانی است، پرهیز از زشتی و نگهبانی نیکی و شایستگی، جز آنکه تقوی اعم از تقیه است، تقوی همگی انواع پرهیز است چه در حال آزادی و عدم ممانعت، و چه در حال درگیری با دشمن یا مخالف، و این قسم دوّم نامش «تقیه» است که در حال درگیری تقوای شما محدود به حدود مصلحت خواهد بود، ولی در حالات دیگر که هرگز مزاحمتی نیست بایستی تقوای شما مطلق باشد.

تقیه چیست
ابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف  نظر و اعتقاد قلبی را تقیّه گویند. در کتابهای مربوط به قواعد فقهی از تقیّه به عنوان یک قاعده نام برده شده و برخی فقها رساله ای مستقل تحت عنوان «التقیّه» تألیف کرده اند. علاوه بر آن از تقیّه در بابهایی نظیر طهارت، صوم و حج به مناسبت سخن رفته است.
یکی از شبهاتی که وهابت در سفرهای حج برای حجاج به وجود می آورند درباره تقیه است .که عریران ما از خود یا از دیگران می پرسند که تقیه چیست؟ آیا در اسلام حکمی بنام تقیه وجود دارد؟ آیا تقیه باعث کذب و یا نفاق نشده و وسیله‏ای برای پوشاندن عقاید واقعی انسان نیست؟
اما پاسخ های این سوالات
پاسخ اول:
تقیّه در لغت از ریشه وقایه به معنی حفظ چیزی از خطر و ضرر است. چنان که تقوا نیز از ریشه است. تقوا یعنی نگهداری نفس از محرمات الهی. بنابراین، تقیّه به معنی حفظ جان یا شرف و آبرو یا مال از خطر دیگری است از طریق اظهار کردن عقیده یا عملی که برخلاف مذهب او و موافق با مذهب دیگری است. آنچه گفته شد، معنی لغوی و عرفی تقیّه است و در اصطلاح شرعی عبارت است از جلوگیری از ضرری که ممکن است از جانب دیگری به انسان برسد از طریق موافقت کردن قولی یا فعلی با او در امری برخلاف حق است. به عبارت دیگر تقیه در اصطلاح شرعی عبارت است از اظهار کردن امری برخلاف حکم دین از طریق قول یا فعل به انگیزه حفظ جان یا مال یا شرف و آبروی خود یا دیگری
«تقیه» در اصطلاح شیعیان و اهل سنت به آن معنی است که یک فرد مسلمان برای نجات جان خود از انجام برخی اعمال پرهیز کند؛ به عنوان نمونه اگر مسلمانی در برابر کفار قرار گیرد وخطر جانی او را تهدید کند می تواند مسلمان بودن خویش را پنهان کند.واژه «تقیه» از واژه «وقایه» به معنای سپر گرفته شده است که انسان بوسیله آن از جان ودیگر چیزهایی ارزنده اش دفاع می کند. یکی از اعتراضات اهل سنت بر شیعه آن است که شیعیان تقیه می کنند. اهل سنت تقیه را نوعی نفاق دانسته و آن را مذموم می شمارند به همین دلیل همواره شیعه را بخاطر آن مورد اعتراض قرار می دهند.
تقیه، در اصل امری است عقلی و بر اساس قاعده عقلی اهم و مهم استوار است، سیره عقلاء بشر ـ اعم از متشرعه و غیرمتشرعه ـ بر این استوار بوده که هرگاه حفظ جان و مال و آبروی خود را در خطر می‏دیده‏اند، و حفظ آن را در گرو اظهار قول یا فعلی برخلاف مذهب مورد قبول خود، و موافق با مذهب کسی که از ناحیه او احساس خطر می‏شده است، می‏دیده‏اند، از طریق تقیه، خطر دشمن را برطرف می‏کرده‏اند. اکنون نیز در جوامع بشری این سیره استمرار و استقرار دارد. چنان‏که در مواردی که امری مهمتر از جان یا مال و یا عرض و آبرو در خطر قرار گیرد، آن را مقدم داشته و از مال و جان خود دست می‏شویند.
شکی نیست که در مصادیق و موارد اهم و مهم ممکن است اختلاف نظرهایی میان پیروان مکاتب و مذاهب مختلف وجود داشته باشد، ولی این‏گونه اختلافات، با اتفاق نظر عقلاء در حکم کلی تقیه منافاتی ندارد. چنان‏که مصادیق مورد اتفاق همه عقلا نیز یافت می‏شود. مثلا حفظ امنیت عمومی از مصالحی است که همه عقلای بشر برای آن اهمیت ویژه‏ای قایلند، و برای آن دست از مال و جان خویش می‏شویند.
تقیه در قرآن
در قرآن آیاتی است که تقیه را جایز و مشروع می داند:
۱) ” لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شیئ الا ان تتقوا منهم تقاةً و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر (آل عمران / ۲۸).
مسلمانان نباید کفار را در برابر مسلمانها یار و سرپرست خود قرار دهند و هرکس چنین کاری کند هیچگونه ارتباطی با خداوند ندارد، مگر اینکه از آن ها بترسید و تقیه کنید و خداوند شما را از مجازات خودش برحذر می دارد و بازگشت همه بسوی او است.
۲) من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان (نحل /۱۰۶)؛ هرکس بعد از ایمانش به خدا کافر شود، گرفتار غضبی از جانب خدا و عذاب عظیمی خواهد شد مگر کسی او را مجبور به اظهار کفر کند در حالیکه دلش آرام به ایمان است.
۳) و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا أن یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم (غافر/۲۸)
مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می داشت، گفت: آیا می خواهید کسی را به قتل برسانید به خاطر اینکه می گوید: پروردگار من الله است در حالیکه از جانب خداوند براهین و نشانه هایی آورده است؟
همانگونه که ملاحظه می شود این آیات تقیه را جایز می داند.
شأن نزول آیه دوم ” من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله و لهم عذاب عظیم ” را مفسران در مورد عمار یاسر دانسته اند. وقتی عمار یاسر رد مقابل شکنجه ها تاب مقاومت نیاورد و اظهار کفر کرد و این در حالی بود که پدر و مادرش یاسر و سمیه زیر شکنجه های مشرکان به شهادت رسیده بودند، مشرکان او را آزاد ساخت. عمار نگران و سراسیمه خدمت رسول خدا (ص) رسید که من زیر شکنجه چنین کلماتی بر زبان رانده و اظهار کفر نموده ام. این آیه نازل شد که هرکس بعد از ایمان به خدا و رسولش کافر شود گرفتار عقوبت سختی خواهد شد مگر آنکه مجبور شود و قلبش به ایمان مطمئن باشد.
179/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 1 =

دنبال کنید @ اینستاگرام